آتاترک یکی از بزرگترین رهبران عصر بود
Thursday, 15 April 2010 13:30
آتاترک یک نظامی، دولتمرد و یکی از بزرگترین رهبران عصرمان بود. او سبب گردید که ترکیه جایگاه واقعی خود را در میان پیشرفتهترین ممالک بدست آورد. هم او بود که احساس اعتماد به نفس و مقاومت به عنوان سنگبنای بزرگی یک ملت را به ترکها ارمغان نمود. من افتخار میکنم که یکی از دوستان صدیق آتاترک می باشم."
این جملات بخشی از سخنان داگلاس مک آرتور ژنرال افسانوی آمریکا در سال ۱۹۶۳ می باشد که فرماندهی نیروهای شرق دور آمریکا را بر عهده داشت.
مصطفی کمال تا سال ۱۹۱۹ به عنوان فرمانده در مرزهایی که بخشی از خاک میهن بشمار می آمد، جنگید و نیروها را فرماندهی نمود.
مصطفی کمال هنگام عزیمت به طرابلس در پر شورترین دوران جوانیاش بخشی از میهن را نجات داد. در جنگ جهانی اول تلاش می کرد تا با طی مراحل اداری هر چه زودتر در میادین جنگی انجام وظیفه کند. خود آتاترک در این مورد چنین میگوید:
"... به نظر من تمامی کشور وارد یک فلاکت آشکار گردیده و چارهای نبود جز اینکه تمامی ارتش ترک به هر قیمتی برای جلوگیری از این فلاکت برای نثار خونشان آماده باشند... آیا در چنین شرایطی امکان داشت که من در صوفیه یک زندگی راحت دیپلماتیک داشته باشم؟"
... آتاترک هرگز آرمانهای سران دولت و حکومت زمان خود که به دنبال امپراتوری برای ملت بودند را نپذیرفت. او به همه نشان داد که این وطن "تحت هیچ شرایطی تفکیک و جدایی را نمی پذیرد." آتاترک در میهن ترک که مرزهایش با خون آخرین نسلهای ترک ترسیم شده بود، میهن را معنایی تازه بخشید.
آتاترک پس از شنیدن خبر یک مرگ، در مورد خاک سرزمینش چنین نوشته بود:
"ای خاک میهن! همه چیز فدای تو باد. آنچه که مقدس است، تویی. همهمان فدائیان تو هستیم. ولی تو برای جاودان ساختن ملت ترک، پر فیض باقی خواهی ماند. ای خاک میهن! تو برای ملت ترک که عاشق توست، مزارش را نشان نده، بلکه خلاقیتش را نشان ده."
آتاترک با این جملات ضمن اینکه هویتی عالی به خاک وطن می بخشید، بر روی مفاهیم خلاقیت و زندگیبخش آن تأکید میکرد.
آتاترک با این سخن که "نیرو و قدرت من، عبارت از امنیت و اعتمادی است که ملت به من نشان دادهاند" منبع توان خود را اعلام کرده بود. همچنان که او به ملت ترک باور داشت، ملت ترک نیز به او ایمان داشت.
آتاترک طی تلگراف محرمانه ای که در ۲۲ می ۱۹۱۹ خطاب به کاظم قارابکیر پاشا فرمانده سپاه پانزدهم در ارضروم ارسال کرده بود، پس از اشاره به اوضاع سخت و دشوار آن ایام چنین نوشته بود:
"... با این حال تمامی امیدها از میان نرفته است. تنها عزم مقاومت ملت ترک میتواند کشور را از این وضعیت نجات دهد. این شعور و آگاهی مقاومت، در "جمعیتهای مدافعه ملی" که در بسیاری از مناطق تشکیل گردیده، خود را نشان میدهد."
در ۲۳ ژوئن هنگامی که آتاترک از راه توکات- سیواس در حال حرکت به ارضروم بود، کاظم قارا بکیر پاشا و همراهانش برای استقبال از آتاترک و دوستانش تا ایلیجا آمده بودند. آفتاب گرم تابستانی در حال غروب بود. در این موقع کاروانی در حال گذر بود و رئیس کاروان متوجه شد که افراد مهمی در آن محل نشستهاند. به همین دلیل دست خود را بر سینهاش گذاشته و سلام کرد. مصطفی کمال جویای حالش شد و پرسید؟ -
آقا، از کجا می آیی؟
او گفت: -
زمانی که روسها آمدند مجبور به مهاجرت شدم. قبلا در "چوقور اووا" بودم و حالا به دهات خود می روم.
آتاترک گفت: دوره بدی است. امنیت نیست. چرا الان که زمستان در پیش است به اینجا آمدی؟ -
آیا گذران زندگیات در آنجا خوب نبود؟
مرد جواب داد: -
نه پاشا... چوقور اووا جایی مثل بهشت است. به ما مزرعه هم دادند. راحت بودیم. ولی اخیراً شایع شده بود که می خواهند ارضروم را به ارامنه بدهند. آمدم ببینم، مال چه کسی را به چه کسی می خواهند بدهند.
آتاترک به اطرافیانش نگاه کرد و گفت: -
با این ملت چه کارها که نمیتوان کرد!
آتاترک تصمیم گرفته بود که با عشق ملتی که در میهن مقدس زندگی میکنند، اهدافش را عملی سازد. او، عشق خود را با این جملات بیان می کرد:
"هیچ عشقی به بزرگی عشق به ملت نیست. فکر میکنم که در جنگ استقلال، من نیز خدماتی به ملتم انجام دادهام. ولی هیچکدام از آنها را به نام خود ثبت نکردم. همواره گفتهام آنچه که انجام گرفته، اثر ملت میباشد. این یک واقعیت است..."
ایمان و اعتماد آتاترک به ملت، نقش بسزایی در موفقیت آتاترک داشت. ایمان و اعتماد به ملت ترک به عنوان یکی از آحاد این ملت، همانطوری که نشاندهنده بزرگی و صفات برتر ملت است، در عین نشاندهنده قدرت مصطفی کمالپاشا در شناخت معنی و مفهوم ملت میباشد.
آتاترک، نیروی پیشرونده موجود در روح بزرگ ملت ترک را کشف کرده و تلاش نمود تا دولت ملی و نهادهای این دولت را با این روح و با عناصر تشکیلدهنده آن تقویت سازد. از آنجایی که آتاترک از عشق به میهن الهام گرفته بود، موفقیتهای بزرگی بدست آورد. او شخصیت خود را در عظمت این هستی یافته بود.
این نوشته را با جملاتی از آتاترک که نشاندهنده منبع الهام و اعتماد میباشد، به پایان می بریم.
آتاترک میگوید:
"منبع الهام کسانی که می خواهند سرآمد خدمت به کشور و ملت باشند، احساسات و آرزوهای واقعی ملت است. اگر ما اقدام قابل توجهی انجام دادهایم، چیزی نیست جز تلاش برای اشاره به هستی ملت با توجه به احساسات و تمایلات آنست. اطمینان کامل داریم که راز تمامی موفقیتها؛ منبع واقعی هر نوع قدرت و نیرو، خود ملت است." trt
بیانیه ها ی کنگره
مقاله، تحلیل و نوشته ها
- ترکیه و ایران از زمان عقد قرارداد قصر شیرین
- افسانه تروا - از سایت ت رت
- کودک، هويت و زبان مادري
- دولتزنان ترك و آزربايجان
- اعطاي حق راي به زنان آزربايجان
- سخنی با سبزها در آستانه روز جهانی زبان مادری
- ممنوع كردن خط لاتين تركي كمدي ـ تراژيكي ديگر
- لزوم اصلاحات دمكراتيك زباني در قانون اساسي
- سياسي شدن زبان تركي - مهران بهاری
- دولتمردان پيام صريح مردم را بشنوند: رسميت زبان تركي
