بیانیه مهم دکتر نظمی افشار خطاب به ملت شریف تورک

News image

بیانیه مهم دکتر علیرضا نظمی افشار خطاب به ملت شریف تورک ایران

هارای هارای من ترکم
«ملت ترک ایران»
 
قرن بیست و یکم، عصر رستاخیز ملّیت هاست
«گاسپار بیرو»
 
 
هویت خواهی عاصیانه
 یا
ملت سازی عاقلانه
 
ملت شریف تورک ایران
بنا به قضاوت منصفانه تاریخ، تورکان در سرزمین ایران، یا حاکم مطلق بوده اند ویا بیشترینِ حاکمیت ها را داشته اند. سلسله های غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، اتابکان، تیموریان، آق قویونلوها، قراقویونلوها، صفویان، افشاریان و قاجار، همگی تورک و حدود هزار سال بعد از اسلام بر ایران حکمرانی کرده اند. از لحاظ جمعیتی نیز تورکان در ایران، اکثریت مطلق و یا اقلا اکثریت نسبی را حائز بوده اند. دراین زمینه پدرعلم سوسیولوژی و فلسفه تاریخ، ابن خلدون تثبیتی دارد که گویای این حقیقت علمی و تاریخی است. به گفتهِ او «ایران سرزمین تورکان است». سابقهِ هویّت عمودی در تاریخ و حضور گستردهِ افقی در پهندشت ایران، شاهد علمیِ این مدعاست.
 
این بیان به تنهایی فلسفه تاریخی، ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران را از هر گفته دیگری رساتر و گویاتر بیان می کند. واقعیتی انکارناپذیر است که اغلبِ آثار فرهنگی مادی و معنوی اعم از افتخارات انسانی، علمی، ادبی، هنری، صنعتی، لشکری، کشوری، معماری، بدست تورکان و یا با حمایت و عنایتشان، در دوران زمامداری آنان بوجود آمده است.  
 
ولی در طول صد سال اخیر، استعمار خارجی با همیاری دشمنان  داخلی، و خائنان خودی، توازنِ بحق و طبیعیِ سیاستِ ایران را برهم زد و سیاست تورک زدایی را ظالمانه مرسوم سرزمین ایران و جایگزین حکومت و پادشاهی ترکان کرد. استعمار از آغازِ مبارزات مشروطه طلبی، بدست خودِ ما، زمینه انتقال قدرت وخلع ترکان ایران را از دولتمداری آغاز و با کودتای منحوسِ رضاخانی به انجام رسانید. در این راستا تظلمات تاریخی بر ملت تورک ایران شروع گردید که داستان مصیبت بار مشروطیت و در ادامه آن شهادت بزرگ مردانی همچون ستارخان و روحانی شجاع، شیخ محمد خیابانی درآذربایجان، کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان، اسماعیل خان صولت الدوله قشقایی در شیراز، در دورانِ حکومت رژیم شوونیستی پهلوی، و تراژدی غم انگیز آیت الله العظمی شریعتمداری و مبحث خفّت بارِ کاریکاتور روزنامه دولتی ایران، و متعاقب آن شهادت مظلومانه اقشارمختلف، به ویژه دانشجویان، جوانان و دستگیری، شکنجه و زندانی شدن طیف عظیمی از ملت قهرمان و بزرگ تورک ایران، همه نمود هائی زشت از این سیاست ترک ستیزی می باشد.
 
رژیم منحوس و فرهنگ کش پهلوی، این دشمن قسم خورده ترکان ایران، کمر به اضمحلال مطلق ما بست و پدران ما را با نمایشات ترقی خواهی وایجادِ امنیت، چنان هیپنوتیزم کرد که فروریختن کاخ هویتِ خویش را ندیدند، و فشار حلقه طناب را بر فرازِ چوبه اعدام ملی و فرهنگی، بر گلوی خود احساس نکردند.
 
ملت شریف و بزرگ تورک ایران   
تصویر تاریخِ مجعولِ ایران در چند دهه اخیر، پیامی مهم و حیاتی ارائه می دهد و آن این که ملت تورک ایران مرده است و یا محکوم به مرگ است و باید بمیرد. درادبیات و اندیشه شوونیستان، ملتی به نام ملت ترک ایران وجود ندارد تا به زنده بودنش اندیشید. البته حق با شوونیستان است چون ملتی که موجودیتش کتمان، تاریخش تحریف، زبانش لال، هویت و فرهنگش نابود شود، آن ملت ذاتا مرده است و موجودیت ندارد. و بر این مبنا الحق که ملت تورک ایران مرده است. اما به اعتقاد ما، این ملت در طول تاریخ نشان داده است که هرگز نمرده و نمی میرد. ولی امروزه با استفاده از بحران هویتی ما و با لطائف الحیل، مرده نگه داشته می شود. فقط با بهره گیری از این نقطه ضعف است که شوونیزم دوام می یابد.
 
استمرار تاریخیِ یک ملت، به حیاتِ فرهنگ و هویت آن ملت وابسته است که اساس فرهنگِ آن، به تاریخ، و بنیانِ هویتش به زبان آن ملت مربوط است. کارشناسان معتقدند که عدم تحصیلات اولیه به زبان مادری، کودک را از رشد و شکوفائی ذهنی باز می دارد و اعتماد به نفس او را پایمال می کند. طبعا فرآوردهِ این استعمار فرهنگی انسانی متزلزل، غرق و مبهوت در بحران هویت، شرمناک و تهی از خود، و منزجر و فراری از خودی خواهد بود.
 
امروز بقایایِ تفکرات نژادپرستانهِ موروث رژیم گذشته، هنوز با برنامه های موذیانهِ کلان، جوانان ما را به بیکاری، سردرگمی،  ترک خانه و کاشانه معروض و به نا امیدی، بی تفاوتی و اعتیاد جسمی یا الیناسیون فکری مجبور می کنند.
 
رمزِ بقایِ یک ملت به دوامِ اتحاد و یکپارچگیِ آن است و خوب می دانیم که اساسِ اتحادِ آن به همدلی در اهداف، واساس یکپارچگیش، به حفظ جغرافیای آن ملت بستگی دارد.
 
متاسفانه تاریخ صد ساله اخیر ایران مبین این است که شوونیزمهرچهارعنصراصلیملتمایعنی
تاریخ،زبان،اتحادوجغرافیایملتبزرگتورکایرانراهدفحملههمهجانبهخودقراردادهاست.
شعار"هارایهارایمنتورکم" که لرزه بر اندام شوونیزم انداخت، روح اعتراضات مدنی و چکیده مانیفست ملی ما بود. این، روح پیام قهرمانان آذربایجان، نماد هویتیِ مبارزات ملی ما و سایر تورکان ایران است.
 
امروز جای نگرانی است که سیر حرکات هویت خواهی تورکان، با انحراف به هویتهای فرعی و انشعابی، ملت تورک ایران را از هم مجزا و هریک را به اقلیتی محدود و منطقه ای تبدیل نماید. تالی وحشتناکِ دیگرِ این امر، آن است که سه چهارمِ ملت ما را، که در خارج از جغرافیای آذربایجان ساکنند، وادار به انتخاب و مجبور به رو در روئی باهم کرده و آرزوها و تدابیر دیرینِ استالین و رضاخان و برنامه های نوین آپارتاید را عملی سازد.
 
از نقطه نظر جغرافیایی ملت تورک تنها ملتی است که در ایران حضور منطقه ای ندارد و بیانِ  "همه جای ایران سرای من است" به جز از جانبِ تورکان ایران، ادعائی گزاف و مصداقی موهوم است ولاغیر. بنا به گواه تاریخ، ایران سرزمین پدران ماست و ما برای اعاده و استرداد میراث خویش، قهر و فرار را(اقلا در این مرحله) چاره کار نمی دانیم.
در چنین شرایط و اوضاع واحوال است که بازنگری استراتژی و بازاندیشی تاکتیک های حرکت ملی ما  درخارج، با نیتی صادقانه، برای نزدیکی به اصول مبارزات ملی داخل، با مراعات ظرفیت های آگاهی و آرمانیِ آن و ملاحظه محدودیت های امنیتی و سیاسی موجود،  یک ضرورت تاریخی است تا ضمن پاسخگویی به نیازهای اساسی ملت بزرگ تورک ایران که همانا احیای فرهنگ و تاریخ، هویت و زبان، اتحاد و همدلی و یکپارچگیِ جغرافیایِ تورکان ایران است،  به اکثریت حاشیه نشین و احیانا خزیده در چنبر آسیمیلاسیون، اعلام نماییم که:
ملت بزرگ تورک ایران نه مرده است، نه می میرد و نه خواهد مرد و به هیچ ملت و جریانی نیز اجازه نخواهد داد که او را مرده نگه بدارد.
بگوییم: ما باید بیدار شویم تا زنده بمانیم.
بگوییم: عصر جدید برای ملت بزرگ تورک ایران عصر حیات و ممات است. اگر بیدار شده و با استحاله مبارزه کنیم زندگی با ماست وگرنه ما را زنده بگور و فرهنگ، تاریخ، هویت، زبان، اتحاد، همدلی، یکپارچگی و جغرافیای سراسری ما را نیست و نابود و کلا تصاحب خواهند کرد.
بگوییم: باید بیدار شده و زنده بمانیم تا فرزندانمان، یکباره اسیر ملتهای دیگر نشوند و خودمان تا ابد، سزاوارِ نفرین تاریخ نشویم. راستی چه ننگ است میراث ننگینِ اسارت بر فرزند گذاشتن و نفرینِ ابدیِ تاریخ بر خود روا داشتن.
 
ملت شریف و بزرگ تورک، 
امروز، ما بر آن معتقدیم که طرح مسائلی نظیر فدرالیسم یا استقلال، ساختار حکومتی ویا فلسفه اقتصادی آن، امری غیر ضروری، غیر مفید و انحرافی است. بعد از یک قرن کامل اسیمیلاسیون و الیناسیون طراحی شده ومستیم دولتی، همراه با توطئه های استعماری خارجی و داخلی، تنها همت در"بیداری ملی" و "رجعت به خویشتنِ خویش" درمان درد ما میتواند باشد. ما نمیتوانیم کف خواسته هامان را از سقف آگاهی، ظرفیت فکری، و خواستهای ملی اکثریت عظیم ملتمان بالاتر و دور از دسترس و تفکر آنها قرار دهیم. این خود میتواند الیناسیون نهائی را موجب شود. روشنتر بگوئیم، در شرایط فعلی، تندروی، و طرح مسائل آرمانی، بیشتر موجب استحاله شده، و وظیفه تیر خلاص را انجام میدهد تا نسخه نجات ملی.
ما امروز به ملت سازی نیاز داریم و بس.
لذا،وظیفه ملی ترکان ایران، در این برهه از پروسه بیداری ملی و رجعت به خویش، مبارزه برای رسمیت زبان تورکی، و باز خوانی معتبر و باز نویسی مستندِ تاریخ ملت تورک ایران است، که در نوشته های بعدی تحلیل و توصیه خواهندشد.
 
 
سرافراز باد ملت ترک ایران
 
آوریل 2010 کالیفرنیا
 
دکتر علیرضا نظمی افشار
This e-mail address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it
 
(209)606-2947
 

turkkongresi.org, Copyright © 2009 Tüm Hakları Saklıdır.
Türk Kongresi Resmi Web Sitesidir.
World Congress of Iranian Turks Official Web Site.